ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
464
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
منهدمكننده مىشوند . انواع بيماريها در اينجا از اروپا كمتر است ، اما در عوض هر بيمارئى تعداد بسيار بيشترى را دچار مىسازد . روىهمرفته اورام و قرحهها ، بخصوص در ناحيهء سينه از جملهء نوادر بشمار مىرود ؛ اما بيماريهاى مربوط به شكم ، كبد ، طحال ، روده و بيش از همه تب و اسهال خونى فراوان ديده مىشود . حتى مىتوان گفت كه در منطقهء ساحلى درياى خزر بيماريهاى تب و اسهال خونى تقريبا همهء بيماريهاى ديگر را از ميدان خارج ، يا حد اقل خصوصيات خود را به آنها تحميل كرده است . بعضى از بيماريها خاص ايران است : جذام تكمهاى و عضوى ، سالك ، پيوك ، برص ، قانقاريا ( شقاقلوس ) ى بومى ، تب تيفوئيدى . از بقيهء امراض تعدادى يا به كلى وجود ندارند و يا آن اندازه نادرند كه در فهرستها به زحمت ياد مىشوند و از آن قبيلند سل ، خنازير و نرمى استخوان در نژاد سفيد ؛ از آن گذشته سرطان ، مخملك ، سل پوستى « 1 » ، خناق و زگيل مقعد « 2 » و آلات تناسلى . بيماريهاى پوستى ازآنرو كه ايرانيان مراقبت بسيار در بهداشت و نظافت پوست مبذول مىدارند به اندازهء مناطق گرمسير زياد نيست اما به هر حال بخصوص در بعضى از شهرها به مقدار كافى وجود دارد و چون از بروز هر جوشى بر پوست ، ايرانيان سخت نگران و هراسان مىشوند و براى معالجه به طبيب روى مىآورند ، فرصت مناسبى براى اطبا وجود دارد كه به مطالعه و تحقيق در اين بيماريها بپردازند . در هر ناراحتى جلدى ايرانيان نشانهاى از يك بيمارى عمومى و داخلى مىبينند و به همين دليل كمتر به داروهاى جلدى و موضعى اكتفا مىورزند . جوشها و التهابات پوست موارد سرخجهء كاذب « 3 » و التهاب پوست در فصل بهار اندك نيست اما دوامى ندارد و واجد اهميت خاصى هم نيست . باد سرخ يا باد مبارك گاه و بيگاه ديده مىشود اما بعضى اوقات جنبهء همهگير پيدا مىكند . بسيارى از امراض شايع از اين قبيل آنطور كه من دريافتم به خوبى و خوشى برگذار مىشود و فقط موارد معدودى از آنها به علت ورم و التهاب غشاى مغز به مرگ منجر مىگردد . بر اثر تجويز بيش از حد زالو ، مسهل و مالش با گل ارمنى از طرف اطباى محلى ، بسيارى از كسان كه در حال نقاهتند از ضعف و كمخونى طولانى رنج مىبرند . حتى چند مورد از بيمارى ارى سيپل « 4 » را كه تغيير مكان مىداد نيز خود شاهد بودم كه به خير
--> ( 1 ) . Lupus ( 2 ) . Kondyloma ( 3 ) . Roseola ( 4 ) . Erysipel در بعضى از فرهنگها باد سرخ ترجمه شده كه ظاهرا با توجه به مطلبى كه در فوق آمده بايد نادرست يا لا اقل غير دقيق باشد .